دلوز و نظریه برنامه‌‌ریزی معاصر: نه دولت و نه آنارشیسم سنتی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه یزد، گروه جغرافیا، یزد، ایران (نویسنده مسئول).

2 کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده علوم زمین، تهران، ایران.

چکیده

یکی از فلسفه‌‌هایی که در سال‌‌های اخیر در قالب نظریه برنامه‌‌ریزی پساساختارگرایی با اقبال برنامه‌‌ریزان شهری مواجه شده است، نظریه برنامه‌‌ریزی دلوزی است. نحوه مواجهه نظریه برنامه‌‌ریزی شهری با فلسفه دلوز را می‌‌توان در قالب دو الگوی زیر طبقه‌‌بندی کرد. در یک ‌‌سوی، برنامه‌‌ریزانی مانند ژان هیلیر قرار دارند که این فلسفه را بر اساس دیدگاه گام به گام، اصلاح‌‌طلبانه و برنامه‌‌ریزی دولتی پیگیری می‌‌کنند. در سوی دیگر، برنامه‌‌ریزانی مانند پورسل قرار دارند که با تأکید بر جنبه‌‌‌‌های آنارشیستی در فلسفه دلوز استدلال می‌‌کنند که رویکرد دلوزی قابل کاربرد در چارچوب برنامه‌‌ریزی دولت‌‌محور نیست. نوشتار حاضر استدلال کرد که آنچه دیدگاه‌‌های هیلیر و پورسل را درباره به کارگیری فلسفه دلوز در نظریه برنامه‌‌ریزی شهری ناکافی نشان می‌‌دهد، عدم توجه آن‌‌ها به نظریه شناخت دلوز و مفاهیم کنش و میل در فلسفه او است. اگر چه دلوز شبکه گسترده‌‌ای از مفاهیم را برای تحلیل مناسبات اجتماعی سرمایه‌‌داری ارائه می‌‌کند که می‌‌توانند برای تحلیل این مناسبات مفید باشد، اما اگر نظریه‌‌ برنامه‌‌ریزی را نظریه‌‌ای بدانیم که الزاماً با کنش مرتبط است و صرفاً به تحلیل محدود نمی‌‌شود، در آن صورت نقطه اتکاء یک نظریه برنامه‌‌ریزی دلوزی باید مفهوم میل و سیاست میل باشد. سیاست میل، بر خلاف دیدگاه هیلیر، هرگز اصلاح‌‌طلبانه، دولتی و تدریجی نیست، بلکه میل نیرویی انقلابی و انفجاری است. هم‌‌چنین سیاست میل، بر خلاف نظر پورسل، هرگز به ‌‌سوی تولید سوژه‌‌های باثبات و عقلانی جهت‌‌گیری نمی‌‌شود تا سپس یک نظم اجتماعی و خانوادگی مبتنی بر تعاون را با اتکاء به این سوژه‌‌ها مستقر کند، بلکه میل به ‌‌سبب ماهیّت آفرینش‌‌گری خود همواره فرم‌‌های اجتماعی را تخریب می‌‌کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Deleuze and Contemporary Planning Theory: Neither State nor Traditional Anarchism

نویسندگان [English]

  • Hojatollah Rahimi 1
  • Hassan Rahimi 2
1 Assistant Professor of Geography, Department of Geography, Yazd University, Yazd, Iran (Corresponding Author).
2 M.A. of Geography and Urban Planning, Faculty of Earth Sciences, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran.
چکیده [English]

Recently, urban planners have been interested to develop a new post-structural Deleuzian framework for planning theory. Generally, planning theory engages with Deleuze's philosophy from two different point of view. In one hand, planners such as Hillier, argue the Deleuzian planning theory with a step-by-step and State-led reformist view while planners such as Purcell, highlight the anarchistic dimension of Deleuze’s philosophy and argue that the Deleuzian planning theory entirely rejects any State-led reformist planning and capitalism axioms. This article aims to argue that Hillier and Purcell, in general, have paid insufficient attention to the three key components (i.e. Knowledge, action, and desire) of Deleuze’s philosophy. It has been argued that although Deleuze’s philosophy provides multiple concepts and metaphors that enable planners to ‘analyze’ capitalism-based social relations, if planning theory is considered as a field that is necessarily related to action and is not confined to knowledge alone, then the concept of desire and the politics of desire must be considered the mainstay of a Deleuzian planning theory. Unlike Hillier’s point of view, the Deleuzian concept of the "politics of desire" is never reformist and reactive, but revolutionary and active. In addition, unlike Purcell’s anarchist point of view, the politics of desire does not aim to produce rationally stable subjects who seek to construct a rational order of community according to mutual aid and agreement. Rather, this kind of politics, by its creative nature, is directed at the deconstruction of social forms and order.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Deleuze
  • Illusion
  • Knowledge
  • Action
  • The Politics of Desire