<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>معماری و شهرسازی آرمان شهر</title>
    <link>https://www.armanshahrjournal.com/</link>
    <description>معماری و شهرسازی آرمان شهر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناخت مولفه‌‌های کالبدی فضایی کیفیت فضامندی در فضای داخلی مسکن آپارتمانی بر اساس دیدگاه متخصصان</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_232893.html</link>
      <description>رشد شهرنشینی، افزایش قیمت زمین و هزینه‌‌های ساخت موجب محدود شدن ابعاد فضای داخلی در محیط مسکونی شده است. اهمیت توجه به فضای داخلی مسکن، به منظور پاسخگویی به نیازهای ساکنین، بر کسی پوشیده نیست؛ این در حالی است که امروزه غالب فضاهای زندگی ما در سطح شهرها به صورت آپارتمانی است؛ آپارتمان‌‌هایی کوچک با ابعاد فضایی محدود. کاهش چشم‌‌گیر ابعاد کمی آپارتمان‌‌ها، فضاهای داخلی مسکونی برخوردار از بزرگی و فراخی را مطلوب می‌‌نماید. یکی از کیفیت‌‌های فضایی که سبب بزرگی فضای داخلی شده و موجب ایجاد رضایتمندی در ساکنین مسکن آپارتمانی می‌‌شود، بهره‌‌گیری از کیفیت فضامندی و مولفه‌‌های آن است. تمرکز پژوهش حاضر، فهم مولفه‌‌های تاثیرگذار کیفیت فضامندی به منظور بهبود فضای داخلی مسکن آپارتمانی از دیدگاه متخصصین می‌‌باشد. در همین راستا پژوهش حاضر رویکردی اکتشافی داشته و از روش ترکیبی (کمی و کیفی) بهره می‌‌برد. جامعه آماری پژوهش 20 نفر از اعضای هیات علمی معماری و متخصصین روان‌شناسی محیط بوده و نمونه‌‌گیری به صورت تلفیقی از نمونه‌‌گیری‌‌های نظری به ویژه برای نفرات اول و نمونه‌‌گیری گلوله برفی برای نفرات بعدی انجام می‌‌شود. این پژوهش در سه مرحله صورت پذیرفته است: در مرحله اول بر اساس مطالعات کتابخانه‌‌ای به شناخت مولفه‌‌های کالبدی فضایی مرتبط با کیفیت فضامندی پرداخته شد. در مرحله دوم بر اساس روش دلفی و در دو دور پرسش‌نامه ویژه متخصصین تکمیل گردید. مرحله سوم داده‌‌های حاصل از پرسش‌نامه دور دوم متخصصین بر اساس روش تحلیل عامل اکتشافی (Q) و آزمون KMO و کرویت بارتلت در نرم‌افزار Spss-26 مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج پژوهش بیانگر آن است که بهره‌‌گیری از مولفه‌‌های کالبدی فضایی روشنایی فضا، چشم‌‌انداز به فضای باز، گشایش فضایی، انعطاف‌‌پذیری، سازمان‌‌دهی بازشوها، پیوستگی فضایی و تناسبات کف و سقف سبب بهبود کیفیت فضای داخلی برای ساکنین شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های کیفی طراحی نمای ساختمان‌های مسکونی مبتنی بر رفتارشناسی انگاره‌های ذهنی کودک در بافت‌های تاریخی</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_232555.html</link>
      <description>در معماری شهری معاصر، به‌ویژه در بافت‌های تاریخی، نیازهای زیستی کودکان به‌عنوان یکی از حساس‌ترین گروه‌های اجتماعی، غالباً مغفول می‌ماند. این پژوهش شکاف تحقیقاتی موجود در زمینه &amp;amp;laquo;وجوه کیفی نمای مسکونی از منظر انگاره‌های ذهنی کودکان&amp;amp;raquo; را هدف قرار داده است. هدف اصلی، استخراج مؤلفه‌های بصری تأثیرگذار در طراحی نما از دیدگاه این گروه سنی و تبیین ارتباط آن با پایداری سکونت در بافت‌های تاریخی، به‌منظور افزایش پویایی این عرصه‌هاست. پژوهش با اتخاذ یک رویکرد روش‌شناختی آمیخته کیفی و کمی، در پی پاسخ به این پرسش است که شاخص‌های کیفی در طراحی یک مجموعه مسکونی کودک‌‌محور، با تأکید بر انگاره‌های ذهنی آن‌ها از نما چیست. در فاز کیفی، نقاشی‌های ۸۲ کودک ۷ تا ۱۲ ساله از نمای ایده‌آل خود (در محله دارالضیافه اصفهان) با بهره‌گیری از مبانی نظری و نظر متخصصان رفتارشناسی تحلیل شد. در فاز کمی، پرسش‌نامه‌ای مبتنی بر الگوهای مستخرج از نقاشی‌ها، توسط ۹۷ معمار متخصص ارزیابی شد. تحلیل‌های آماری که توسط نرم‌‌افزارهای تخصصی SPSS و PLS انجام شد منجر به شناسایی دو گروه اصلی از مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;ملموس&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ناملموس&amp;amp;raquo; گردید. نتیجه‌ نشان می‌دهد که در فرآیند طراحی نما، انگاره‌های ذهنی مشترک میان کودکان، قابلیت به‌کارگیری به‌عنوان معیارهای راهنما را دارد. این رویکرد نه‌تنها به خلق فضاهای دوستدار کودک می‌انجامد، بلکه به‌طور مستقیم به تقویت و استمرار سکونت در بافت‌های ارزشمند تاریخی کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شهرـ سامانی، تبیین بنیان های پارادایمیک حاکم بر خودسازماندهی شهری</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_235546.html</link>
      <description>امروزه رویدادهای غیر منتظره پیچیدگی‌های شهری را باز تولید کرده و مناطق شهری را به سوی آینده‌ای غیر قابل پیش بینی سوق داده و تنها با یک مدیریت پویا میتوان همگام با تغییرات پیش رفت. لذا تغییر رویکرد به سمت شهر-سامانی در جهت پاسخ به چالش‌های فعلی و آینده بسیار حیاتیست. شهرهای خودسازمانده، پارادایمی نوین در نظام برنامه‌ریزی شهری دنیا محسوب می‌گردند؛ که پدیده‌ای جامع، چند‌بعدی و پیچیده مبتنی بر چهارچوب نظریات نوین میباشد. از طرفی مشکلات ناشی از پراکندگی آرا در ادبیات شهر خود سازمانده و نبود اجماع پیرامون تعریف نظری آن، با ورود به حیطه شهر سامانی دوچندان مینماید. از این رو هدف از این پژوهش تبیین بنیان های پارادایمیک حاکم بر شهر خود سازمانده است. در راستای دستیابی به هدف یادشده از روش فرا تحلیل مبتنی بر الگوی PRISMA به منظور شناسایی و دسته بندی نظری و پارادایمیک شهر خودسازمانده بهره گرفته است(در جستجوی اولیه مقالات از سال ۱۹۴۴ تا ۲۰۲۴ مدنظر قرار گرفت که با غربالگری نهایی ۲۷ مقاله جهت ورود به تحلیل انتخاب شد). یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که خودسازماندهی از سه نظریه متفاوت نظریه ساختار پراکنده، نظریه هم‌افزایی و نظریه اتوپوئیتیک با تاکید بر اصول متفاوت شامل جهت گیری بیرونی و درونی سیستم نشات گرفته و ابعاد فلسفی نظریه خودسازماندهی شهری تحت دو هستی شناسی واقع گرایانه انتقادی و پساساختاری الهام گرفته شده است بطوری که این دو دیدگاه معرفتی را فراتر از پوزیتیویسم و روابط علت و معلولی، پلی جهت پیوند جهان غیر انسانی و جهان انسانی، فضایی برای پویایی برنامه ریزی که با شرایط پیش بینی نشده سازگار باشد، می‌بیند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت، خودسازماندهی شهری فرآیندی چندلایه و برآمده از تعامل نیروهای ساختاری، کنش‌های محلی و بازتولید هویتی است و برنامه‌ریزی شهری کارآمد میبایست بر تسهیل و تقویت این ظرفیت‌ها متمرکز یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حفاظت از میراث تاریخی ارامنه آذربایجان شرقی با استفاده از دستورالعمل حفاظتی ایتالیا، مورد مطالعاتی: کلیسای سرکیس مقدس تبریز</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_233179.html</link>
      <description>معماری کلیساهای ارامنه بخش مهمی از تاریخ معماری ایران را تشکیل می‌دهد و از این میان کلیساهای شمال غرب ایران به دلیل قدمت و اثرات فرهنگی، از ارزش بالایی برخوردارند. کلیسای سرکیس مقدس تبریز با قدمت 1821 میلادی، نمادی از حضور فرهنگ‌ها و ادیان مختلف در این منطقه قلمداد می‌‌شود اما با این حال، مورد توجه قرار نگرفته و تحقیقات محدودی در زمینه آن انجام شده است. هدف این پژوهش، شناخت و گونه‌شناسی کلیسای سرکیس و بررسی رفتار آن در هنگام زلزله می‌باشد. بدین منظور، در این پژوهش از روش‌های ارزیابی کیفی و کمی به‌صورت تلفیقی استفاده شده و داده‌های پژوهش به‌وسیله مطالعات کتابخانه‌ای و جمع‌آوری داده‌های میدانی و ارزیابی کیفی بر اساس دستورالعمل‌های حفاظتی ایتالیا در محل پروژه انجام شد. ارزیابی کمی با استفاده از نرم‌افزار 3Muri انجام و رفتار بنا در زمان زلزله بررسی گردیده است. طبق نتایج، شاخص ایمنی لرزه‌ای بنا در هر دو روش ارزیابی کم‌تر از 1 می‌باشد که بیانگر ایمنی ناکافی سازه در برابر حوادث لرزه‌ای است. تحلیل حساسیت نیز این نتایج را تأیید می‌کند. مقایسه نتایج دو رویکرد ارزیابی نشان می‌دهد که روش کیفی محافظه‌کارانه‌تر و روش کمی دقیق‌‌تر است. طبق یافته‌ها، ترکیب ارزیابی کیفی و کمی ابزاری کارآمد برای درک جامع‌تر از عملکرد لرزه‌ای بناهای تاریخی بوده و علاوه بر شناسایی میزان آسیب‌پذیری، در طراحی راهبردهای حفاظتی نیز نقشی اساسی ایفا می‌‌کند. با توجه به موقعیت لرزه‌خیز شهر تبریز و اهمیت فرهنگی کلیسای سرکیس، نتایج بر حفاظت و مقاوم‌سازی این بنا به عنوان بخشی زنده از هویت تاریخی منطقه تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین سایه‌های پنهان حاکم بر تغییرات کاربری اراضی در مناطق پیراکلان‌شهری تهران؛ مورد مطالعاتی: شهرستان شمیرانات- منطقه لواسانات</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_235763.html</link>
      <description>گسترش سریع شهرنشینی و افزایش تقاضای سکونت در کلان‌شهرها طی دهه‌های اخیر، الگوهای کاربری زمین را در حاشیه شهرها دستخوش دگرگونی‌های گسترده کرده است. شهرستان شمیرانات، به‌عنوان منطقه‌ای با حساسیت اکولوژیک بالا در حریم تهران، نمونه‌ای بارز از این روندهاست؛ هدف پژوهش حاضر، تبیین سازوکارهای ساختاری، نهادی و گفتمانی مؤثر بر تغییرات کاربری زمین در مناطق پیراشهری تهران- لواسانات( با تمرکز بر شناسایی شبکه‌های پنهان قدرت و ارائه راهکارهای اصلاحی برای ارتقای حکمرانی و عدالت فضایی) است. بدین منظور، با بهره‌گیری از رویکرد نظریه زمینه‌ای، داده‌های کیفی از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با ذی‌نفعان محلی، کارشناسان حوزه زمین و شهرسازی، و مسئولان مرتبط گردآوری شد. تحلیل داده‌ها بر اساس کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام می‌شود و تا اشباع نظری ادامه یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تغییرات کاربری اراضی در منطقه لواسانات، حاصل برهم‌کنش مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، محیطی، نهادی و قدرت محور است. در سطح ساختاری، ضعف قوانین و مقررات، فقدان سازوکارهای نظارتی یکپارچه و ناهماهنگی میان نهادهای تصمیم گیر از عوامل تسهیل‌کننده محسوب می‌شوند. در سطح نهادی و قدرت، غلبه نگاه سوداگری به زمین، فشار گروه‌های ذی‌نفوذ اقتصادی، و تعاملات مبتنی بر منافع میان مالکان و مسئولان محلی، نقش برجسته‌ای در پیشبرد روند تغییر کاربری ایفا کرده‌اند. این امر سبب بازتولید بی‌عدالتی فضایی و آسیب‌های اجتماعی در سطح محلی منجر شده است. در نهایت، این پژوهش بر این نکته تأکید می‌کند که دگرگونی الگوهای کاربری زمین در پیرامون تهران، ریشه در شکاف‌های حکمرانی و شبکه‌های غیررسمی قدرت دارد نه صرفاً در تقاضای بازار یا رشد جمعیت. بنابراین، هرگونه تلاش مؤثر برای احیای عدالت فضایی و پایداری زیست‌محیطی در مناطق پیراکلان‌شهری مستلزم تغییر بنیادین در نظام حکمرانی زمین، تقویت مسئولیت‌پذیری نهادی و بازگرداندن زمین به عنوان یک منبع عمومی و نه یک کالای سرمایه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیرات منظر شهری ساختمان‌های بلند از منظر متخصصان</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_232556.html</link>
      <description>ساختمان‌های مرتفع با احجام گوناگون، عضو جدایی‌ناپذیر زندگی شهری امروزی (معاصر) هستند و از جنبه‌های مختلف روحیات، روان و دید منظر شهروندان را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در مطالعات گذشته دهه‌های اخیر کم‌تر این مقوله مورد توجه بوده و در شهرهای معاصر شاهد صدور مجوزهای بی‌رویه در ساخت و سازهای بلندمرتبه در خیابان‌های کم گنجایش و محدود شهری هستیم. در مطالعه حاضر تمرکز بر تاثیرات روانی ساختمان مرتفع بر شهروندانی است که به‌طور روزمره و در مناظر شهری با این دسته از ساختمان‌ها مواجه می‌شوند و ناخواسته تحت تاثیرات روانی آن‌ها قرار می‌گیرند. در بخش فرآیند ارزیابی مطالعه، ابتدا مقیاس احیاکنندگی ادراکی (PRS) بومی شده و سپس این نسخه بومی در ادامه فرآیند تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. در ادامه بر اساس روش تصمیم‌گیری سلسله‌مراتبی (AHP) متخصص‌محور، بر اساس هدف احیای روانی و زیرمعیارهای آن، میزان اهمیت متغیرهای معماری و گیاهی تشکیل‌دهنده منظر ساختمان‌های مرتفع رده‌بندی شد. یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که که فرم پله‌ای ساختمان مرتفع بیش‌ترین و فرم هرمی کم‌ترین احیای روانی را رقم زده است. تحلیل تاثیر پوشش گیاهی بر احیای روانی نیز نشان داد که پوشش گیاهی افقی موثرترین و پوشش گیاهی عمودی کم‌اثرترین گزینه بوده است. همچنین پخشایش پوشش گیاهی در مرکز و بالای ساختمان (در مقایسه با پایین ساختمان) تاثیر چشمگیرتری بر احیای روانی داشته است اما در پخشایش عمودی پوشش گیاهی، استقرار در مرکز احیای بیش‌تری را رقم زده بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی معیارهای اثرگذار بر سلامت روان شهروندان در فضاهای عمومی از منظر مطالعات آینده‌پژوهی مطالعه موردی: پیاده راه های تربیت و ولیعصر تبریز</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_241243.html</link>
      <description>سلامت روان یکی از عمده‌ترین مسائل در جوامع امروزی به شمار می‌آید. فضاهای عمومی همچون پارک‌ها، میادین و مراکز اجتماعی، به‌عنوان مکان‌هایی برای تعاملات اجتماعی و فرهنگی، نقش بسزایی در تقویت سلامت روان در شهروندان ایفا می‌کنند. در این راستا، عواملی همچون طراحی فضا، دسترسی به امکانات، و تنوع فعالیت‌ها می‌تواند به طور مستقیم بر بهبود کیفیت زندگی و احساس رضایت شهروندان تأثیر زیادی داشته باشد. سلامت روان به‌عنوان یکی از ارکان اساسی زندگی انسانی، تحت‌تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که فضاهای عمومی می‌توانند از جمله این عوامل باشند. هدف از این پژوهش ارزیابی معیارهای اثرگذار بر سلامت روان شهروندان در فضاهای عمومی از منظر مطالعات آینده‌پژوهی در شهر تبریز است. برای انجام این تحقیق ابتدا مصاحبه‌های ساختاریافته با 25 نفر از متخصصان در زمینه های مربوط به عنوان پژوهش سوال شد که بر اساس پاسخ متخصصان 4 معیار به‌عنوان معیارهای اثرگذار در غالب 24 مولفه استخراج شد. جهت تحلیل داده‌ها از روش تحلیل اثرات متقابل در نرم‌افزار میک مک استفاده شد. به دلیل تغییرات سریع اجتماعی و فرهنگی در جامعه، بررسی این معیارها از منظر آینده‌پژوهی ضمن شناسایی چالش‌ها و فرصت‌ها، راهکارهای مناسبی برای بهبود وضعیت سلامت روان پیشنهاد می شود. بر اساس نتایج به دست آمده معیارهای عملکردی با مولفه های دسترسی، امنیت، راحتی، جذابیت بصری، تنوع فعالیت ها و حرکت پذیری بیشترین مولفه های اثرگذار در سلامت روان شهروندان در فضاهای عمومی شهر تبریز بودند. به عبارت دیگر، این ارزیابی معیارهای اثرگذار برسلامت روان شهروندان می‌تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در برنامه‌ریزی شهری و طراحی فضاهای عمومی در شهر تبریز عمل کند که این امر سبب ارتقاء کیفیت زندگی و سلامت روان شهروندان تبریز می شود. در نهایت، توجه به این معیارهای اثرگذار بر سلامت روان می‌تواند در ارتقاء سطح رفاه اجتماعی و ایجاد جامعه‌ای سالم‌تر و پایدارترکمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر هویت بر حس تعلق در فضاهای شهری، مورد مطالعاتی: بازار کرمان و مرکز خرید ایران مال</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_227530.html</link>
      <description>با گسترش جوامع و تغییر الگوهای سکونت، توجه به کیفیت فضاهای جمعی نظیر بازارها و مراکز تجاری اهمیت یافته است. ارتقاء کیفیت این فضاها علاوه بر بهبود کارکرد اجتماعی، می‌تواند هویت شهروندی و شهری را تقویت کند. کاستی معنا و ارزش‌های اجتماعی در فضا، یا &amp;amp;laquo;بحران مکان&amp;amp;raquo;، یکی از عوامل ناکارآمدی محیط‌های زیستی در پاسخ به مسائل هویتی جوامع است. هدف این پژوهش بررسی میزان حس تعلق شهروندان به مکان و چگونگی شکل‌گیری فرآیند هویت‌یابی در فضاهای شهری است. روش تحقیق به‌کاررفته ترکیبی (کمی- کیفی) بوده و جامعه آماری آن شامل ۳۲ نفر از متخصصان حوزه‌های معماری، شهرسازی، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی است. افراد نمونه به‌صورت هدفمند از میان اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های معتبر کشور، پژوهشگران فعال در عرصه هویت شهری، و کارشناسان ارشد سازمان‌های مرتبط با طراحی شهری انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه ساختاریافته و تحلیل‌های گرافیکی مبتنی بر فضای ادراکی استفاده گردید. داده‌های کمی به کمک نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمون فریدمن تحلیل شدند و تحلیل‌های فضایی با استفاده از نرم‌افزار DepthMap انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد دو مؤلفه عاطفی (میانگین 4.75) و شناختی (میانگین 4.36) بیش‌ترین تأثیر را در ارتقاء حس تعلق به مکان دارند. در نمونه‌های موردی همچون بازار کرمان و مرکز خرید ایران‌مال، عناصری چون مرکزیت، قابلیت اجتماع‌پذیری، مسیرهای خطی، فضاهای توقف، نسبت میان فضاهای پر و خالی، و حضور المان‌های شاخص به‌عنوان عوامل مؤثر در جذب شهروندان به فضاهای شهری شناسایی شدند. همچنین، نتایج تحلیل نرم‌افزار لابی نشان داد که شاخص مرکزیت در مراکز خرید معاصر دارای بیش‌ترین میزان هم‌پیوندی بوده و نقش تعیین‌کننده‌ای در جذب کاربران ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتفسیراصول هویت بخش خانه ایرانی در آثار معماران دوره پهلوی دوم بر اساس تغییر نقش زن در خانواده و جامعه</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_240617.html</link>
      <description>در اوایل قرن چهاردهم خورشیدی، ارتباط با غرب، تحول مصالح و تکنیک ساخت، و حضور معماران تحصیل کرده فرنگی در روند ساخت، ساختار خانه ایرانی را متحول، و همزمان با تغییر ساختار حکومتی و شیوه دیوان سالاری، سبک زندگی خانواده و نقش افراد به ویژه زنان، دچار تغییراتی اساسی گردید و به تدریج خانه‌های ویلایی فارغ ار ریشه‌های تاریخی، جایگزین خانه‌های سنتی ایرانی شدند. در دهه چهل، بعد از رونق ساخت و ساز، بواسطه فروش نفت و در شکوفایی اندیشه معماران تحصیل کرده دانشکده هنرهای زیبا، هویت خانه ایرانی با توجه به سبک زندگی تازه، تحول نقش افراد؛ بلاخص زنان در خانواده و جامعه و تغییر ساختار خانواده، بازتعریف و با ریشه‌های تاریخی خود ارتباط تازه‌ای یافت. مسأله و هدف این پژوهش، بررسیِ چگونگیِ بازتعریف اصول هویت بخش خانه ایرانی ، بر‌اساس تحول در نظام خانواده و نقشِ زن در آثار معماران پهلوی دوم می‌باشد. بر این اساس پژوهش به روش ترکیبی، در گام اول به روش کیفی و با مطالعات کتابخانه‌ای به صورت توصیفی- تحلیلی به بررسی اصول هویت بخش خانه ایرانی پرداخته ودر گام بعد، مؤلفه‌های استخراجی از گام اول، به روش تطبیقی در جامعه نمونه؛ که شامل انتخاب هدفمند ازخانه‌های منتخب معماران فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا، بررسی می‌گردد. نتایج تحقیق نشان‌گر بازتعریف اصول فراموش شده خانه ایرانی؛ خلوت، تنوع و انعطاف پذیری، ارتباطات اجتماعی، محرمیت و ارتباط با طبیعت، با توجه به بازتعریف نقش زن و نظام خانواده در اندیشه معماران فارغ التحصیل هنرهای زیبا ست اصولی که بواسطه معماران تحصیل کرده فرنگی در برخورد با معماری مدرن جهانی، کنار گذشته شده بود</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل محیطی مرتبط با بیماری دمانس؛ یک مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_234704.html</link>
      <description>به دنبال افزایش جمعیت سالمندان، بیماری دمانس (یا زوال عقل) به چالش عمده‌ای در حوزه سلامت جهانی تبدیل شده است. دمانس به عنوان یک سندرم، شامل اختلالات تدریجی در عملکرد مغز می‌باشد که به‌طور خاص بر حافظه، توانایی انجام فعالیت‌های روزمره و سایر قابلیت‌های شناختی مانند تفکر، استدلال و قضاوت تاثیر می‌گذارد. شواهد نشان داده است که عوامل محیط مصنوع و طبیعی می‌تواند در تسهیل زندگی مبتلایان به دمانس کمک‌کننده باشد. شناسایی ابعاد و عوامل تاثیرگذار محیطی بر افراد مبتلا به دمانس و ارائه چارچوب نظری محیط حامی این افراد جهت کاهش اختلال‌های شناختی، رفتاری و بهبود عملکردهای روزمره آن‌ها در محیط‌های مختلف شهری می‌باشد. این پژوهش یک مطالعه‌ی مروری نظام‌‌مند با استفاده از چک‌لیست پریزما است که از طریق جستجو در پایگاه‌های علمی Web of &amp;amp;nbsp;Science, Scopus و &amp;amp;nbsp;Google Scholarبا کلیدواژه‌های مرتبط در بازه زمانی 2000 تا اکتبر 2024 انجام شد. از میان 930 مقاله شناسایی‌شده، 27 مقاله معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس یافته‌ها عوامل محیطی در چهار بعد اصلی طبقه‌بندی می‌شوند: طبیعت، کالبد و فعالیت، معنا و ادراک، و اجتماع. کلیدی‌ترین عوامل شناسایی‌شده شامل ایمنی (13 تکرار) و قابلیت پیاده‌روی (10 تکرار) در بعد کالبد، خوانایی (11 تکرار) و آشنا بودن محیط (9 تکرار) در بعد معنا، دسترسی به پارک و فضای سبز (11 تکرار) در بعد طبیعت، و تعاملات اجتماعی (9 تکرار) در بعد اجتماع بودند. نتیجه این‌که، طراحی فضاهای آشنا و قابل درک با نشانه‌های واضح، خیابان‌های امن و قابل پیاده‌روی، دسترسی به فضاهای سبز و فرصت‌های تعامل اجتماعی برای حفظ استقلال و سلامت افراد مبتلا به دمانس حیاتی است. این چارچوب نظری می‌تواند مبنایی برای طراحی و برنامه‌ریزی شهری دوستدار دمانس باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تاب‌آوری کالبدی و شناسایی محلات آسیب‌پذیر در مقابل مخاطرات زمین‌لرزه؛ مورد مطالعاتی: منطقه 2 شهر تهران</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_235477.html</link>
      <description>مطالعات نشان می‌دهد زلزله‌های ویرانگر در راستای گسل شمال شهر تهران، تهدیدی جدی برای انسان و محیط انسان‌ساخت است. تاب‌آوری شهری مبحثی نسبتاً جدید و دارای جنبه‌های گوناگون است که به توانایی پیش‌بینی بروز حوادث، اثرات محدود و برگشت به وضعیت پیش از بحران اطلاق می‌شود. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تاب‌آوری کالبدی منطقه2 شهر تهران و شناسایی محلات آسیب‌پذیر در مقابل مخاطرات زمین‌لرزه تدوین شده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و با رویکرد آمیخته بوده و داده‌ها به روش مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری شده است. در ادامه با استفاده از تکنیک دلفی و نظر خبرگان، اقدام به تعیین معیارهای موثر بر میزان تاب‌آوری کالبدی و دسته‌بندی آن ذیل اصول پنجگانه شهر تاب‌آور از منظر کالبدی (کلارک و نمک20101) در برابر مخاطرات زمین‌لرزه شد. سپس با بهره‌گیری از شیوه تحلیل سلسله‌مراتبی به اولویت‌بندی معیارها در کاهش آسیب‌پذیری کالبدی پرداخته شد و عوامل تاثیرگذار در آن مورد شناسایی قرار گرفت. در نهایت، پایگاه داده در نرم‌افزار ArcGIS ایجاد و نقشه جامع شناخت نقاط در معرض خطر منطقه مذکور استخراج گردید و بر اساس نتایج مشخص شد محلات فرحزاد، پرواز و فراز، از منظر تاب‌آوری کالبدی جایگاه مطلوبی نداشته و در برابر زمین‌لرزه آسیب‌پذیرتر خواهند بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی نظام آموزش برنامه‌ریزی شهری در ایران در تناسب با حرفه</title>
      <link>https://www.armanshahrjournal.com/article_227613.html</link>
      <description>پس از تفکیک رشته گرایش‌های شهرسازی در سال 1387 و حرکت به‌سوی نظام تخصصی شهرسازی، در سال 1392 در نهایت برنامه و سر فصل درسی رشته کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی شهری مصوب و ابلاغ گردید. عدم بازنگری و به‌روزرسانی این برنامه در طول 10 سال گذشته از یک طرف و شکاف بین محتوای نظام آموزشی و نظام حرفه و عدم تناسب بین این دو نظام از طرف دیگر، موجب ناکارآمدی خروجی نظام آموزشی در ارتباط با حرفه شده و نارضایتی اساتید، دانشجویان، مشاورین حرفه‌ای و نهادهای کارفرمایی را به همراه داشته است. البته متغیرهای مداخله‌گر متعددی همچون نظام سیاسی، مدیریتی، اقتصادی و غیره در شکل‌گیری شکاف نظر و عمل شهرسازی موثر هستند، لیکن در این مقاله صرفاً رابطه نظام آموزش با حرفه بررسی شده است. از این نظر هدف این پژوهش، آسیب‌شناسی نظام آموزش برنامه‌ریزی شهری در ایران در تناسب با حرفه است. بدین منظور در گام نخست بواسطه روش فراتحلیل کیفی، منابع معتبر مرتبط پژوهشی داخلی و خارجی بررسی و استنتاج گردید؛ سپس در گام دوم، ساختار برنامه آموزشی هفت دانشگاه برتر در زمینه آموزش برنامه‌ریزی شهری بررسی و نکات مهم استخراج شد. در نهایت با تلفیق یافته‌های پژوهشی و تجارب دانشگاهی، آسیب‌شناسی نظام آموزش برنامه‌ریزی شهری در ایران ارائه گردید. نتایج پژوهش حاکی از تاثیر سه لایه‌ی به‌هم‌ پیوسته با سه مقیاس عملکردی کلان، میانه و خرد در بروز مسئله است. لایه نخست به رویکرد کلان نظام آموزش عالی و دانشگاه‌ها در چارچوب‌سازی نظریه آموزش بر می‌گردد. در لایه دوم روش‌شناسی نظام آموزش رشته در قالب سرفصل دروس تدوین می‌گردد و لایه سوم به فضای درس، شامل محتوای درس، رویه‌ها و فرآیندها، روابط، امکانات و سازوکارهای پشتیبانی اشاره دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
