از "لابی رنت" تا "هزار تو"، دو خوانش متفاوت از پیچیدگی در شهر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

شهرهای سرزمین های اسلامی از اوایل قرن بیستم تا به امروز از طرق مختلف و از زاویه های نگرشی متفاوت، در متون غربی توصیف وتبیین شده اند. یکی از شاخه های این توصیفات، مربوط به شکل و فرم شهری آنها بوده که توجه بسیاری از نویسندگان را به خود معطوف نموده است. در این میان هندسۀ راه ها برای بعضی تا حدی غریب بوده که برای شرح را به کار گرفته اند. لابی رنت در غرب تعبیری برای پیچیدگی است که تاریخچۀ بسیار » لابی رنت « آنها اصطلاحاتی چون طولانی ای در پسِ خود دارد. این مفهوم در دوره های مختلف تاریخی در اروپا ظهور پیدا کرد و امروزه نیز در مباحث به کار گرفته می شود، اشاره به نوعی » شهرهای اسلامی « روز مورد اشاره قرار می گیرد. آنجا که این اصطلاح در ارتباط با پیچیدگی فرمال دارد که حاصل شده از الگوی راه هاست. از طرفی، به دلیل پیش زمینه های ذهنی که ریشه در ادبیات، هنر و فلسفۀ ایران دارد، تلقی ای متفاوت از پیچیدگی و کلمۀ معادل لاب یرنت یعنی هزارتو وجود دارد. پیچیدگی ای که هزارتو القا می کند نه فرمال بلکه مفهومی است. به عبارت دیگر پیچیدگی تعریف شده در لابی رنت با پیچیدگی نهفته در هزارتو متمایز است، که این امر می تواند آشکارکنندۀ دو نوع خوانش از پیچیدگی نیز باشد. بدین جهت، شکافته نشدن تاریخچۀ اصطلاحاتی مانند لاب یرنت در مباحث حوزه از یکسو، و مراجعه به پیش زمینه های ذهنی ای که در این زمینه وجود دارد از سوی دیگر، می تواند به » شهر اسلامی « نوعی سوء خوانش یا سوءتعبیر منجر شود که نقد متون مربوطه را دچار مشکلاتی م یکند. در همین راستا مطالعۀ دقیق تر مفهوم لابی رنت می تواند راهگشا باشد. هدف این متن در واقع برجسته کردن الگوهای هندسی و تعابیر مرتبط با اصطلاح لابی رنت است. به این جهت سعی شده است این مفهوم در پنج دورة زمانی مختلف، که در آنها الگوی لابی رنت خصوصیت خاصی به خود گرفته، مورد مطالعه قرار گیرد. این پنج دوره زمانی شامل: پیش از تاریخ، دوره باستان، دوره مسیحیت، دوره پس از رنسانس، و دوره مدرن می باشد. اگرچه اولین لاب یرنت ها در زمان پیش از تاریخ ظهور کردند و به صورت حکاکی و با هندسه ای خاص بودند، از آن زمان تا دورۀ رنسانس الگوی هندسی این مفهوم نسبتاً مشابه بوده و از اصل کلی تک مسیری بودن پیروی می کرده است. تا این زمان، در هر دوره معانی سمبولیک خاصی را به همراه داشته و در مواردی برای وصف بناها و فضاها و یا شهرها به کار می رفته است. در دورۀ رنسانس لاب یرنت معانی سمبلیک خود را به کلی از دست داده و برای اولین بار به صورت الگوی چند مسیره مجسم شده است که هیچ بعد مفهومی ای در بر ندارد. در دوران مدرن نیز الگوی ریزوم جایگزین الگوهای پیشین می شود. این الگوها در سه الگوی کلیِ تک - مسیره، چند – مسیره، و ریزوم خلاصه می شوند که هر کدام در هر دوره زمانی به نوعی تعبیر می شده است. اشاره کوتاهی به آنچه کلمه "هزارتو" و کلمات مشابه بیان می کنند می تواند نشانگر تفاوت عمدة این دو مفهومِ هم عرضِ باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

From ‘Labyrinth’ to ‘Hezar-Too’, Two Interpretations of a City

چکیده [English]

Since the first decades of 20th century, one of the most repeated attributions to the morphology of the cities in MENA region by Western scholars is the concept of ‘labyrinth’. It seems that this attribution is the result of interpreting special form of the streets and alleys in these cities, by the scholars who belong to a different life- world. The term labyrinth and its manifestations were emerged for the first time in southern parts of Europe as the symbol of complexity, mystery, ambiguity, and so on. In fact, by employing labyrinth in defining the MENA cities a special merely formal complexity and ambiguity have been meant that address to the geometry of street networks and bear some negative hints. On the other hand, because of the distinct life-world of Iranian people which is rooted in their historical background and could be traced in their literature, art, and philosophy, the concepts such as complexity and Labyrinthinity could be interpreted in a different way. The synonym word of labyrinth in Persian is Hezar-Too that means ‘thousands of within-s’ and mainly points to not a formal complexity but a conceptual positive one. This matter can implicitly hint to the differences in perceiving the complexity in these two life-words. Since this difference has not been clarified for Iranian readers in terms of meaning and structure of the term labyrinth, referring to just some general presuppositions in this field can lead to some misunderstandings or misinterpretations, which consequently may impact critiques and analyses of the texts on the subject of MENA Cities. In this regard, this text reviews the history of labyrinth, its emergence, and its different patterns over the history. As it is discussed within the text, the concept of labyrinth appeared for the first time as some graffiti and petro glyphs during prehistory era. Till Renaissance its pattern followed the general rule of unicursality and in each period it was interpreted through different metaphors and symbols. By Renaissance the multicursal pattern was manifested for the first time through visual embodiments. Nowadays it is applied in two far different categories: 1) for meditation, psychological treatments, and so on; 2) as a pure metaphor in analyzing the structure of phenomenon. In all these manifestations labyrinth has or connotes those patterns none of which has existed in MENA Cities.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Labyrinth
  • Labyrinthine City
  • ‘Islamic City’
  • MENA Cities
  • Urban Morphology